حسين مدرسى طباطبائى
356
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
علاء الدوله در حاشيهء سند پس از اينكه به وصول تعليقهء بندگان آقا ( طبعا مستوفى الممالك كه ناصر الدين شاه او را « جناب آقا » مىخواند و ديگران هم از شاه تبعيت مىنمودند « 1 » ) در شعبان 1287 اشاره مىكند توضيح مىنمايد كه چون سيد رضى هيچگونه حق شرعى و عرفى به سيد احمد متولى ندارد « 2 » چنين قرار شد كه من سالى پنج تومان از مال خود به سيد رضى بدهم . از حكام بعدى قزوين هم استدعا دارم اين پول را به وى بدهند تا جان همه آسوده باشد ! . با مهر هموپشت اين نوشته : برادر مهربانا در باب ادعاى عالى جناب سيادت مآب آقا سيد رضى با عالى جناب آقا سيد احمد متولىباشى آستانهء مباركهء شاهزاده حسين ( ع ) از ديوان عدالت حكمى صادر شده كه سالى ده تومان موافق قرارداد سنوات قبل هرساله به آقا سيد رضى از موقوفات آستانهء مباركه بدهد ديگر مزاحم حالت آقا سيد احمد نباشد . دو سالهء لوىئيل و ئيلانئيل نرسانيده است . ده تومان سال قبل را از سيد معزى اليه مطالبه كرده به آقا سيد رضى عايد سازيد و ده تومان هذه السنه را هم عالىجاه ميرزا رسول از بابت جنس خانوارى كه خدام آستانه از ديوان همايون برقرار دارند كسر گذاشته به عالى جناب آقا سيد رضى عايد نمايد كه آسوده و دعاگوى وجود مبارك باشد و هرساله در اين باب به ديوان همايون عارض نشود و عالى جناب آقا سيد احمد هم به زحمت سؤال و جواب سيد گرفتار نباشد . البته از قرارى كه قلمى گرديده رفتار نمائيد و اين سخن را
--> ( 1 ) . بامداد 4 : 478 . ( 2 ) . پس گويا ادعاى حكم ديوان عدالت عظمى هم كه وسيلهء او به عمل مىآمده بى اساس بوده است .